مصاحبه علی ثابت با پروين بختيارنژاد
4 آذر 1386
25 نوامبر 2007
با سلام خدمت شما خانم پروين بختيار نژاد و تشكر از اينكه دعوت راديو سوتك را براي
شركت در اين مصاحبه قبول كرديد ، از شما خواهش ميكنم قدري در رابطه خودتان و فعاليتهايتان
براي شنوندگان راديو سوتك توضيح دهيد
تا شنوندگان ما بيشتر با شما آشنا شوند.
من هم عرض سلام دارم خدمت شما
و شنوندگان محترم همانطوريكه فرموديد
من پروين بختيارنژاد هستم از
قبل از انقلاب بود كه من با كتابهاي
دكتر شريعتي آشنا شدم آنموقع در مقطع دبيرستان درس ميخواندم و ... تا اينكه از سال 74
من در نشرياتی که مجوز داشتند مشغول به كار شده و الان هم
هستم و خيلي خوشحالم
از اينكه روزنامه نگارهستم
و توانسته ام در اين چرخه اطلاع رساني
باشم همينطور در سالهاي اخير دو تا كتاب توانسته ام بچاپ برسانم ، زنان خود سوخته و همچنين
كتاب موانع درون ساختاري NGO ها در ايران در چند سال اخير نوشتم مقالات و يادداشتها و
گفتگوها و گزارشات متعددي در اين
سالها تهيه كرده ام و بسيار خوشحال هستم كه خودم را يک روزنامه نگار ميدانم چرا كه حقيقتا
همان چيزي كه دكتر شريعتي به آن تكيه داشت آگاهي بخشي و اطلاع رساني از جمله فعاليتهاي بسيار و بسيار مهم جامعه ما است و شايد من
توانسته باشم قدم كوچكي در اين
راه برداشته باشم و از اين بابت بسيار
خوشحالم و خودم را فقط، يك روزنامه نگار ميدانم.
اجازه
بدهيد من اين سوال را از
خدمت شما بكنم كه نظر شما در
باره نقش نوانديشان ديني در تعميق و انعكاس حركت زنان چيست؟
بله، حركت نوانديشان ديني در واقع از قرن نوزده
شروع ميشود و سيد
جمال الدين اسدآبادي اولين فردي بود كه به بازخواني اسلام همت كرد و در واقع جا را باز كرد براي اينكه موضوعات و مسائل مختلف
از نگاه يك اسلام
سياسي مطرح شود.
در واقع سيد
جمال خودش در آثار وگفتار و نوشتارش من نديدم مورد خاصي در مورد
مسئله زنان مطرح كرده باشد ولي شيخ محمد عبده يكي از شاگرادان
او بود و ايشان فيلسوفي
بودند كه در مورد مسائل اجتماعي
نظر داشت در خصوص زنان داراي ديدگاها
و نظراتي است بخصوص كه شيخ محمد عبده به تعليم و تربيت و آموزش زنان بسيار تاكيد داشت. و حتي در برخي آثارش مطرح شده كه جنايت نابخشودني
است كه زنان را در ناداني و
... رها كنيم و همان در واقع مقصد و مقصودش نداشتن زنان
در محافل علمي و آموزشي
بوده. اما يكي ديگر از نوانديشان ديني كه مسائل و مشكلات زنان بسيار و بسيار از خودش حساسيت نشان ميدهد ميتوانيم از قاسم امين مصري ياد بكنيم
كه او هم از پيروان سيد جمال و شاگرد و دوست محمد عبده
بوده و ... قاسم امين در مسائل آموزش زنان و برابری
حقوقي زنان خيلي تاكيد داشت و همينطور در رابطه با
حقوق زنان با مردان خيلي مطرح ميكرده
او حتی جمله ای معروف دارد و عقيده دارد كه اسلام در مورد زنان
و مردان حق كامل اعطا كرده و تنها به اين دليل كه بد معني
شده انواع سوء استفاده ها به ميان آمده و به مقام اجتماعي و اخلاقي زنان آسيب رسانده حتي در مورد تعدد زوجات هم بر اين نظر بوده كه اگر چه تعدد زوجات در قرآن مطرح شده ولي اساسا اين حكم چيزي
جزء در بعضي از
دوره های تاريخی نبوده كه
آن ضرورتها ديگر وجود ندارد.
قاسم امين به كيفيت تعليم و تربيت زنان و همچنين فراخواني متلكمان و فقيهان مسلمان به نيازها و مقتضيات عصر جديد آگاه باشند و حتي مطر ح ميكرد كه تنها فتوايي
معتبر است كه از بن و جوهر شريعت
اسلام بلند شود ( نشات گيرد) و اين
فتواي معتبر هم زماني است كه با مصالح و شرايط جديد متحول شده باشد در واقع اين
نوع تفكرات و انديشه اي كه شيخ
محمد عبده و قاسم امين در مصرمطرح كردند باعث شد كه پس از چندي زنان مصري پا به عرصه روزنامه نگاري
گذاشتند و آنها هم بشدت به اصلاح وضعيت زنان تاكيد ميكردند و حتي روزنامه تاسيس كردند به نام " "بي پرده
" . ما ميدانيم كه باز
اگر بخواهيم شخصيتهاي ديگري را از نو انديشان ديني در قرن نوزده
جلو بياييم و مورد بررسي
قرار بدهيم احمد
خان هم عليه مجاز
بودن برده داري
و هم تعدد زوجات انتقاد داشته و همينطور علامه محمد اقبال لاهوري
هم همين طور در پاكستان با
انتقاد بر اين نكته كه زني مسلمان ميخواهد
از همسر خودش جدا شود چرا ما بايد او را مجبور كنيم كه او ناچاران
خود را خارج شده از دين معرفي
بكند و بتواند از همسرش جدا بشود در حاليكه همه اين ايده ها و انديشه ها و اين افكار و موضع گيريها باعث شد كه مسائل مطروحه
زنان مثل حضور نداشتن زنان در تعليم و تربيت و حضور نداشتن
زنان در عرصه اجتماع مورد نقد و انتقاد ... و به هعمين دليل ميبينيم كه
نو انديشان ديني در ايران اگر بخواهيم ... دغدغه جدي زمان را داشتند نام ببريم ميتوانيم از دكتر شريعتي اسم ببريم كه در آثار مختلف ،
زنان را مخاطب خودش قرار ميدهد و مهمترين
نقطه اي كه دكتر شريعتي اشاره و تاكيد ميكند زنان بايد حضور اجتماعي داشته باشند بايد در عرصه اجتماعي حضور داشته
باشند و همين حضور پيوند
خوردن زن مسلمان با مسائل اجتماعي با جنبشهاي اجتماعي كه شريعتي بيشتر
به آن تاكيد ميكند و الان كه ما در سال 86 هستيم و نيمه دوم دهه هشتاد هستيم حضور
زنان در حضور فعال و گسترده و فراگير زنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و هنري و همچنين علمي
باعث شده كه آنها از انزواهاي
خانه خارج بشوند و بسيار تاثيرگذار
باشند در مسائل مختلف در حوزه هاي فرهنگي
، سياسي ، اجتماعي. ميبينيم كه در NGO هاي مختلف حتي احزابي به نام احزاب زنان ، نهادهاي صنفي مختلف كه زنان در آنها حضور فعال دارند و همه آنها دست آوردي هست كه نو انديشان ديني از طریق
برداشتن آن موانع شرايطي را فراهم كرده
اند كه زنان بتوانند در عرصه اجتماع حاضر باشند و شايد آنقدر كه قاسم امين و قبل از آن شيخ محمد عبده و ساير نوانديشان
و همچنين نو انديشان ديني در ايران مثل طالقاني و بخصوص شريعتي مطرح كردند البته اگر از سايرين نام نميبرم بدين معني
نيست كه آنها بر اين موضوع حساسيت نداشتند بلكه در مورد شريعتي بتوانيم بگويم كه
اين موضوع جزء دغدغه هاي جدي اش بود در نتيجه نوانديشي ديني با برداشتن آن موانع
در مرحله اول فكري و ذهني
باعث حضور علمي زنان در جامعه شدند و وقتي باورها تغيير كرد باعث شد كه زنان در عرصه هاي مختلف حاضر شوند البته ناگفته نماند كه در دهه 50 و حضور زناني
كه در سازمانهاي چريكي فعاليت ميكردند
و در سازمانهاي اسلامي هم
بودند آنها هم بنوعي حضورشان در اين
سازمانهاي ديني ... با اين انديشه وتفكر
با برداشتن موانع كلي و سياسي
جامعه نقش زنان هم در طي آن حل خواهد شد در اين نوع سازمانها بودند و جان خودشان را فدا كردند منتهي آن چيزي كه شريعتي
به آن خيلي تاكيد داشت حضور
آگاهانه و آن دردي كه در
نبودن آگاهي و در نبودن اطلاعات ، نبودن آموزش بود بر آن خيلي تاكيد ميكرد
در دهه هاي 70 و 80 به بار مينشيند
و در واقع محصولات اش را در ميتوان در جامعه ديد. جامعه اي كه
بصورت خودكار و اتوماتيك اين زنان ديگر حضورشان در عرصه هاي مختلف نهادينه شده و برگشت ناپذير است و ديگر اين زنان و اين دختران را نميشود به سالها و روزها و دهه هايي
برگرداند كه هيچ نوع دغدغه اجتماعي ، سياسي و فرهنگي نداشتند و در چارچوب زندگي سنتي خودشان را تعريف ميكردند. بهرصورت تغيير وتحولاتي هم كه در عرصه ارتباطات و در حوزه شهر نشيني
و تحصيلات براي زنان اتفاق
افتاده و باز آن هم مزيد بر علت شده و راه را براي اين مسئله و اين حضور، بيشتر باز كرده و گشايش بيشتري
را به ثمر نشانده. من فكر ميكنم
كه اين حضور ، حضور مباركي است براي زنان چرا كه بسياري از موانعي
كه در گذشته بوده خود بخود در جامعه ما كمرنگ ميشود و تحليل
ميرود و اين براي عميق تر شدن حضور زنان در هر
حوزه اي كه ميخواهند فعاليت داشته باشند بازراهگشا باشد و بتواند تاثير
گذار باشد.
خانم بختيار
نژاد اجازه بدهيد در همين
رابطه اين سوال را بكنيم كه وظيفه كه
بعهده نو انديشان ديني براي انعكاس
زنان وجود داشته آيا به نظر شما اجرا شده يعني نو انديشان ديني ما در ايران اين وظيفه را انجام داده اند به حدي كه بايد
انجام ميدادند؟
آنهائيكه در اين دهه
حاضرند اگر منظورتان اينها
هستند، نو انديشان ديني ما
در واقع در شرايطي قرار دارند كه
همه تحولات را ميبينند آنها ديگر
در مورد مسائل زنان آنقدر كه شريعتي
در دهه 50 آنها تا به آن حد حساسيت نشان نميدهند از خودشان آنها جلوتر از شريعتي
نيستند و دليل اين ادعا هم اين است كه ما الان بفرض در مجلس و هيئت دولت در حال حاضر لايحه حمايت از خانواده مطرح ميشود، در زمينه لايحه خانواده گفته ميشود كه مردان بدون اجازه همسرانشان، می توانند همسرانان متعددي داشته باشند و آن با آن با اجازه دادگاه است و نديدم كه از نوانديشان ديني روي اين
مسائل حساسيت از خود نشان بدهند در واقع اين زنان نو انديشان هستند كه روي اين
موضوعات بسيار كار ميكنند واظهار نظر ميكنند و حساسيتهاي لازم را نشان ميدهند ولي نو انديشان
ديني معاصر من نميبينم كه روي اين
مسائل در دهه ها و صدههاي
گذشته نشان بدهند و ليكن آنچيزي
كه مطرح است اين تغييرا ت وتحولات در حوزه زنان
اتفاق افتاده خواه و ناخواه ميبايد مورد پذيرش اقشار و نحله هاي روشنفكري در ايران قرار بگيرد بدليل اينكه
اين تغيير و تحولات زنان امروزي در واقع ميخواهند كه برابر برخوردار بشوند در همه موضوعات حوزه فرهنگ سياسيت اجتماع هنر اينها نيمتوانند مخالفت کنند. هيچ روشنفكري هم اگر مخالفتي داشته
باشند با مسائل نميتوانند واقعيت
وجود زنان را در ...مختلف بگيرد و بعنوان يك واقعيت مسلم در حال حاضر اين زنان خودشان را مطرح كرده اند
در نتيجه من فكر ميكنم كه نوانديشان
ديني در گذشته بر روي مسائل
مختلف كار كردند و زنان حساسيت بيشتري نشان دادند، بيش از نوانديشان معاصر ما هستند و
با ما دارند زندگي ميكنند
دارند در حوزه هاي فكر و نظري خودشان فعاليت ميكنند.
البته معدود افرادي هم ميتوانم نام ببرم بعنوان
مثال بابک احمدی در مورد مسائل زنان بسيار فعال
هستند برخورد ميكنند و موضع گيري
ميكنند در مورد مسائل مختلفي
كه در مورد زنان ما پيش مييايد در مورد زنان فعال ولي
متاسفانه بقيه!؟ يا من نميبينم.
درست البته گذشته از افرادي چون آقاي عليجاني در اين رابطه هم كار زيادي كرده
اند و دستشان درد نكند و احتمالا افراد ديگري هم هستند همانظور كه فرمويديد بطور مثال بخشي از روزشنفكران ايران امروز در رابطه با مسئله كمپين
جمع آوري يك ميليون امضاء اين مسئله را يك نوع انكار ميكنند
و نفي ميكنند يعني حمايت نميكنند
اين خود جاي سوال دارد و دليل اش چي است من نميدانم و بخشي كه شما فرمويد آقاي
بابك احمدي حمايت مكيكنند و از ديگر ورشننفكر ان ميخواهنيد كه ياري
دهيند و حق هم است.
در مورد كمپين اكثريت قريب به اتفاق روشنفكران من ميبينم كه با بي اعتنايي
از كنارش رد ميشوند و اينن بي اعتنايي
روشنفكران و روشنفكران ديني باعث پاك شدن صورت مسئله
نخواهد شد. در واقع زنان ايران در حال حاضر زنان جوانتر تغيير قوانين
را خواستار هستند قوانين كه
در نابرابري را تاكيد ميكند و در حوزه هاي مختلف بفرض شيرين عبادي
مسائل مختلف را مطرح كرده اند و ساير
زنان حقوقدان و اينجا در واقع ميتوان
مطرح كرد كه نو انديشان ديني در سالهاي گذشته در واقع پيشتاز بودند
و حمايت از زنان و حالا اين
همه ادعاي طرح موضوعات بهتر و عميقتر
و نخبه گرايانه تري را دارند
چطور ميشود كه مسائل زنان بي اعتنايي روشنفكران
ديني قرار ميگيرد و اين حقيقتا جاي
سوال و حيرت دارد!؟حتما و بطور حتم جامعه زنان انتظار حمايت و حتي اگر كلمه انتظار همراهي بيشتري را از نوانديشان ديني فكر ميكنم
داشته باشند. ولي درعمل چنين همراهي ديده
نميشود و اگر هم هست خيلي كم است و معدود افرادي است كارهاي تحقيقاتي و بصورت عملي در كنار زنان قرار دارد.
از شما تشكر ميكنيم خانم بختيار نژادر وقتتان را براي ما گذاشتيد من سوالي ندارم
من انشاء الله در مورد موضوعاتي
كه مطرح كرديد در برنامه هاي آتي در خدمتتان هستم..